فرشته مامانیفرشته مامانی، تا این لحظه: 11 سال و 13 روز سن داره
شروع عشق من و بابای شروع عشق من و بابای ، تا این لحظه: 16 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

دخترم تمام وجود و هستی من

مامانی شوماخر می شود

1392/9/30 15:32
نویسنده : مامان دنیا
261 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشقم قلب

دوردونه من خوبی فدات شم  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

دلم واست یه ذره شده نفسمماچ

چرا دیگه به خوابم نمیای فک میکنم اون بالا بالاها خیلی بهت خوش میگذره شیطون مامانی رو فراموش کردی  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

جیگیلی یه چیزی واست تعریف کنم بخندی  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

دیروز خاله درنا اومده بود خونمون تا دیر موقع موند بعد میخواستم برسونمش خونه که مامان بزرگ هم اومد بعد گفتیم چه بهتر بریم با هم یه دوری بخوریمچشمک ( بابایی هم از سر کار اومده بود خسته بود خوابیدخمیازه)

با هم رفتیم یکمی دور دور بعد خواستیم برگردیم خونه که یه ماشین سر دور برگردون  یهویی زد سر ترمز بعد منم دستپاچه شدم و با اجازتون کوبوندم تو  پشتِ ماشینش نیشخند، اونم از ماشین پیاده شد فقط نگاه میکرد تعجب، منم با اصلأ از ماشین پیاده نشدم گفتم چییییییییییییی شده ، اونم گفت هیچی خانوم ماشین و داغون کردیعصبانی

یهو کلی آدم ریخت اونجا ، منم یکمی دستپاچه شدم

گفتم خوب مگه چی شده خسارتشو میدم  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

یکی از دوستاش خیلی بدجنس بود ، همش میگفت باید زنگ یزنیم پلیس بیاد ، منم که هیچی همراهم نبود نه کیفی نه پولی حتی گواهینامه هم نبود خیلی ترسیدم استرس ، بهشون گفتم بزارین برم خونه مدارکمو بیارم خسارتش هم میارم  ولی قبول نکردن گفتن تو راننده ای نباید صحنه رو ترک کنینایت اسکین

گفتم آخه مگه جنایت کردم سوال، خلاصه خاله درنا رفت خونه بعد با بابا فرامرز اومده بعد بابایی مدارک ماشین و بهشون داد گفت تا فردا که بریم تعمیرگاه ماشینشو درست کنیمناراحت

برگشتیم خونه بعد بابایی بهم گفت تو واقعأ ندیدیشون یول

گفتم تقصیر خودشون بود خوووووووووووووووب به من چهخجالت

اونم گفت که عزیزم رفتی تو بلک لیست دیگه از ماشین خبری نیست ( خخخخخخ)زبان

آخه ماشین خودمون بیشتر خراب شد کلأ باید گلگیرشو عوض کنیم نایت اسکین

 

http://mahsae-ali.blogfa.com

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مهناز مامان ترلان کوچولو
10 شهریور 92 23:28
سلام عزیزم خوبی دلم برات تنگ شده چند وقتیه که به ما سر نمیزنی[hr
فدات شم یکمی سرم شلوغ شده کارام زیاد شده باشه
چشم حتمأ میام بهتون سر میزنم
دوستم میبوسمت
مهناز مامان ترلان کوچولو
24 شهریور 92 16:30
سلام از نی نی چه خبر


سلام فدات شم
فعلأ داریم کارای مقدماتی رو انجام میدیم ایشالا اگه خدا بخواد تا چند ماه دیگه تولیدش می کنیم و میاد تو شتمم خخخخخخخخ
مرسی که به یادم بودی عزیز دلم بوووووووووووووس